نگاهی گذرا به فولکلور کردی
نگاهی گذرا به فولکلور کردی
شامگاهان که کوهستان های کردستان را آرامشی سترگ فراگرفته،
در آن دم که کبک ها دیگر بر بیضه ی آشیانه لالایی نمی سرایند؛ احساسی
نوستالوژیک مرا درمی رباید، ناخودآگاه به یاد «به یت و حه یران» می افتم...
بی درنگ تابلویی زیبا از مردی روستایی در ذهنم تداعی می شود که با
چهره ای شکسته، صمیمی و عشقناک، دستی را بر بناگوش نهاده و
دست دیگرش را جولانگاه تسبیح رنگی اش کرده و با صدای زلال و
کبک آسای خود، ندای درونی خود را از حنجره ی طلایی اش به واژه
می کشد و به سان میخک های با طراوت و پر از ویار در فضای کوهستان
رها می سازد. با مهارتی شگرف واژه ها را به بند می کشد و از آن ها
عبارت ها و جمله های رمانتیکی می آفریند که چون گردنبندی لبریز از
پاکی و ریحان از راه دور برای معشوق خود هدیه فرستد تا از چشمه ی
«اشک ناله» های زلال محبوب که بر زنخدانش جمع شده، سیراب گردند
و آنگاه بر سینه در تکاپو و التماس باشند ...
«به یت و حه یران» آن فضای وسیع و متنوع از ادبیات شفاهی و
فولکلوریک زبان کردی است که از دیرباز پا به پای فرهنگ و اجتماع جامعه ی
کردی رو به تکامل و هارمونی برداشته است و با ثبت و ضبط «خاطره خواب»
های رنگارنگ خود، می توان آن را بارقه ای از مفاهیم عمیق جامعه شناختی،
روانشناسی، زبان شناسی و تاریخ ملت کرد دانست؛ گنجینه ای که مالامال
از جهان بینی، هستی شناسی و اسطوره است؛ به روابط اجتماعی «زن و
مرد»، «ارباب و رعیت» ، «عاشق و معشوق»، «ظالم و مظلوم» و «وفاداری
و بی وفایی» در جامعه ی کردی متعلق است. رنگ و بویی کاملاً بومی دارد و
اندیشه های مطرح شده در آن گاه محلی، گاه ملی و گاه انسانی است. با
دستگاه های موسیقی رابطه ای تنگاتنگ دارد و فرهنگ، باورها، اعتقادات و
عناصر سازنده ی زندگی کردها را فرا روی خواننده و شنونده می گذارد.
سرشار از زیبایی های طبیعی و شاعرانه است و محلی است برای بروز
احساسات خودآگاه و ناخودآگاه قوم کرد، که از ذهن و زبان هنرمند زن و مرد
«به یت خوان» به بیرون تراویده است.
اگر اروپاییان «epic» دارند، اگر آذری ها «عاشیق» دارند، اگر ترکمن ها
نغمه های عاشقانه ی صحرایی دارند ؛ کردها نیز «به یت» و «حه یران» و
«لاوک» و « گه لو» و... دارند. این نغمه ها و زنجموره های رنگارنگ با وجود
تعدد و تنوع صداهایشان، یک نوا بیشتر نیست و آن :
عشق به انسان و احترام به حقوق او...!
دانایی زیبایی است ، زیبایی دانایی ...